از این پس در وبلاگ صاد،دال،ر،الف مینویسم. در این وبلاگ هم شخصی مینویسم و هم کاری که در مگس میکردم، را ادامه میدهم.
منتظرتون هستم!
از این پس در وبلاگ صاد،دال،ر،الف مینویسم. در این وبلاگ هم شخصی مینویسم و هم کاری که در مگس میکردم، را ادامه میدهم.
منتظرتون هستم!

لینک قسمت داوری آثار: کلیک کنید / لینک امتیاز دادن به کار محمدعلی بنی اسدی: کلیک کنید

خیلی وقت بود که حوصله ی بروز کردن نداشتم.
از همین روزها هم امتحانهای میان نوبتم شروع میشه و بعدش هم امتحانهای اصلی. برای همین کمتر فرصت و حوصله ی بروز کردن کمتر پیش خواهد آمد. ولی تو این مدت سعی میکنم وبلاگ عقب نمونه.
تابستان هم که جون میده برای وبلاگنوشتن...
-------------------------------------------------
بدون مقدمه شروع میکنم...
سایت Saatchi-Gallery یک سایت هنریه که این امکان را به هنرمندان میده که بیوگرافی و تعدادی از آثارشون را روی سایت بگذارند تا بازدیدکنندگان ببینند.
امکان دیگر سایت اینه که از دوشنبه ی هر هفته تا دوشنبه ی هفته ی بعد مسابقه ای بین هنرمندان سایت برگزار میشه. هر هنرمند میتواند فقط یک اثرش را در مسابقه شرکت دهد. داوران این مسابقه بازدیدکنندگان سایت هستند که براساس معیارهای خودشون به هر کاری که بخواهند و هر چه قدر که بخواهند(البته تا سقف 10 امتیاز) امتیاز میدهند.
هنرمندان زیادی از همه جای دنیا در این سایت حضور دارند و در مسابقه هم شرکت کرده اند. چند تن از هنرمندان ایرانی هم حضور دارند که محمد علی بنی اسدی یکی از آنهاست.
اگر مایلید، میتونید به این سایت بروید و به انتخاب خودتون به کارها امتیاز بدید و در داوری این مسابقه شرکت داشته باشید.
» به هر کار فقط یکبار میتونید امتیاز بدید
لینک قسمت داوری آثار:کلیک کنید
لینک امتیاز دادن به کار محمدعلی بنی اسدی:کلیک کنید
این مطلب فروردین امسال نوشته شده ولی من میذارمش اینجا(چون در این مطلب یک اشاره ای هم به من شده ! ) پس برید به ادامه مطلب و بخوانید و نظر هم بدید !
حواسم نبوده که اگر اسم نویسندشو نذارم، ممکنه به پای خودم ثبتش کنید !
|
نقاشي قهوه خانه، بازتابي اصيل و صادق از هنر هنرمنداني عاشق، تنها و دلسوخته است. هنرمنداني مظلوم و محروم از تبار مردم ساده دل و آيينه صفت كوچه و بازار، آناني كه از پس قرنها سكوت، زير سقف تاريك قهوه خانه ها در خلوت عارفانه تكيه ها و حسينيه ها، در سر هر كوي و برزني، چشم درچشم مردم دوختند و در محفل پر انس و الفت آنان، بغض معصومانه شان را يكباره شكستند. در ستايش راستي ها و مردانگي ها نقشها زدند و حكايت كژيها و پليديها كردند. رنگ سرخي نشاندند بر تن بوم و ديوار كه گويي لخته لخته خونهاي خشكيده مظلوميتهاي از ياد رفته بود و رنگ سبزي گزيدند به پاس ياد بهار سر سبز و پر طراوت روح و انديشه راستان و آزادگاني كه در جان و دل و خيال و باور مردم قرنهاي قرن، نسل به نسل، سينه به سينه، تا به روزگارشان به يادگار مانده بود و چه جاودانه و هميشه پايدار و ماندني. هنرمنداني عاشق و صادق آمدند، با كوله باري از محنت و تنهايي و دلتنگي، با چشماني خيس و پر گريه به دشت سرخ كربلا رفتند، به ياري آزادگان، رو سوي شاهنامه نهادند، همه يلان و پهلوانان آزاده اين مرز و بوم را به ياري طلبيدند، همرزم رستم شدند، همراز سياوش مظلوم. هنرمنداني دلسوخته و وارسته، در اين روزگار آستين بالا زدند تا كه ذوق و هنر بي ادعايشان پاسخي بر شور و شيدايي و بيداري مردم باشد و غيرتي در خلق هنري سراسر شيفتگي و خلوص، آن هم به جبران روزگاران دراز سكوت و بي اعتنايي ها و آن همه تحقيرها و ناديده انگاشتنهاي ذوق و اعتقاد و باور مردم، مردمي كه هميشه الهام دهنده اصلي باروري و استمرار هنر و فرهنگ اين ديار بوده اند. نقاشي قهوه خانه پديده اي نوظهور در تاريخ نقاشي اين ديار بود كه همراه با حفظ تمامي ارزشهاي منطقي هنر مذهبي و سنتي ايران، به ضرورت نياز و خواست مردم و به پاس احترام به باورهاي مردم متولد شد. مردمي كه شمايل مقدس امامان بزرگوارشان، تصاوير حماسه هاي جانبازي و ايثار پيشوايان ديني شان را، نه به دليل آذين و نقش و نگاري، كه به دليل حرمت ايمانشان و برآوردن نذر و نيازشان مي خواستند. مردمي كه در راستاي گذر زمان، يلان و آزادگان شاهنامه حكيم توس را از خيال به نقش مي طلبيدند، تا مگر در همدلي و مونسي با راستان و پهلوانان شاهنامه، غرور ملي از كف رفته خويش را باز يابند و رستمي را طلب مي كردند تا مگر بيايد و داد از بيدادگران زمانه شان بگيرد. در چنين روزگاري بود كه هنرمندان بي ادعا، مقابل ديوار قهوه خانه ها و در ايوان حسينيه ها و تكيه ها و بر سكوي گود زورخانه ها نشستند و گوش به سخن نقالان دادند و چشم در چشم مداحان دوختند، رنگها را ساييدند و كاسه هاي سفالي و شكسته شان را پر از رنگ كردند، هر چه را كه شنيدند و در دل داشتند بر تن ديوار و بوم نقش زدند، نقشي تنها به مدد خيالشان و خيالي به گستره و وسعت تمامي قصه ماندن و بودن خاكشان و استقامتي به بلنداي آرمانهاي تبار و اجدادشان. خيالي كه چون در چهار ديواري بسته و بي نور قهوه خانه ها به نقش مي نشست، بي شمار دريچه هاي پر نور سرزمينهاي پرآفتاب رزمگاه هاي نبرد را بر روي همگان مي گشود، خيالي كه هنرمندان عاشق را به دشت كربلا مي برد، در نيم روز نبردي جاودانه و ابدي در چشم تاريخ، خيالي كه خون سرخ سياوش را چون بر زمين تفته و خشك بدگمانيها و تهمتها مي ريخت، دشتي از سبزه و گل مي آفريد. اين همه حقيقت ذهن گرا و خيال پرداز نقاش ايراني، جستجوي معنوي او در پي دنيايي سواي دنياي مادي را بايد مديون تفكر و الهامي دانست كه در دوران ظهور و شكوفايي اسلام، سبب ساز نوعي وحدت و خلوت و عبادت هنرمندان اين سرزمين مي شود، تا جايي كه انگار پس از اين زمان، هنرمند نقاش، بيش از آنچه در انديشه آفرينش و كار و خلاقيت هنري باشد، دل به رياضت و اتصال در برابر خالق اين جهان مي سپارد، همان انگيزه و شور و حالي كه به عنوان مثال تذهيب كار مخلص را وا مي دارد تا به درازاي عمرش، تنها در تذهيب صفحه اي از كتاب خدا، پايداري ايمان و عشقش را نشان دهد. اما تحول نقاشي ايراني به مفهوم و معيار امروزي اش، جدا از عرفان هنر تذهيب، سواي افسون و اعجاز نقشهاي پر رنگ و زيباي كاشيكاري و ساير هنرهاي بومي و سنتي، بدان هنگام شكل مي پذيرد كه با افسانه هاي ملي و بومي پيوند مي خورد. در اين پيوند مبارك، بي ترديد انديشه عالمانه حكيم توس، فردوسي بزرگوار، نقشي اساسي و كار ساز دارد. چه نقاشان با ذوق به مدد حكايات شاهنامه و با به تصوير درآوردن آنها، به سهم و توان خويش، بر حفظ و نگهداشت ميراث پر بار فرهنگ ايراني اداي دين مي كنند. سواي استمرار و ادامه حيات هنر اسلامي و سنتي ايران به همت و عشق هنرمندان شيفته در اين زمان، تولد و تبلور هنر جمعي از نقاشان گمنام و بي ادعاي كوچه و بازار تحت نام و عنوان شمايل نگاران و پرده كشان، چه بسا كه بار ديگر به دليل ضرورت ايستادگي در برابر دسايس فرهنگي و هنري بيگانگان بايد رويدادي جدي و كارساز تلقي شود. در اين حركت نوپاي هنري كه نخست، تاپ چنداني در برابر هنر پر زور ندارد، جمعي نقاش صاحب ذوق پا به پاي تعزيه داران و گويندگان ذكر مصيبت كربلا، پرده هايي نسبتا عريض و طويل را عرصه نمايش نقش و نشانه هاي حماسه كربلا مي سازند، ديگر بار ايمان و خيال و ذوق يكي مي شوند، هنر نقش و نقاشي هنرمندان مردمي، گرچه در برابر زرق و برق نقاشي نقاشباشي هاي درباري ايراني و فرنگي چندان رنگ و بويي ندارد، اما به دليل محتواي ارزشمند و پرتقدسش، آرام آرام جايگاهي معتبر در برابر هنر رسمي و تشريفاتي آن روزگار مي يابد. با تولد جنبش مشروطيت، همگام با بيداري افكار عامه و رشد و تعالي انديشه هاي آزاديخواهانه، هنر مردمي به يكباره جاني تازه مي گيرد. مباني اصيل و سازوكار فرهنگ مذهبي و سنتي اين ديار با حمايت مردم بيدار دل، آبرو و اعتبار تازه مي يابد. مردم به دنبال قهرمانان و آزادگان گمگشته خويش مي گردند، در پي بيان زبان دلشان، خيالها و آرزوهاي تحقير شده و از ياد رفته شان. همين است كه ترانه هاي سراسر لطف و زيباي عاميانه بر سر هر كوي و برزني بر لبها جاري مي شود. قصه ها و افسانه هاي كهن، رواجي دوباره مي يابند. ادبيات و هنر تشريفاتي و غريبه به چشم و دلشان، در غوغاي اين همه شور و التهاب جا خالي مي كند. مداحان و نقالان، در حسينيه ها و تكيه ها و قهوه خانه هاي رو به رشد پايتخت و شهرهاي كوچك و بزرگ، سهمي والا در حفظ اين همه شور و شيدايي و بيداري دارند. هم آنان هستند كه همراه مردم، نقاشان و هنرمندان غريب و تنها و محروم خود را صدا مي كنند تا بيايند و نقش آزادگان و راستان را بر پهنه بوم و ديوارهاي سياه و دودگرفته قهوه خانه ها، بر سقف مه آلوده گرمابه ها، در فضاي پرتقدس حسينيه ها و تكيه ها و بر پرده هاي پاك پرده داران، آشكار و جاودانه سازند. نقاشی قهوه خانه را ار لحاظ موضوع کلی آنها می توان به دو دسته تقسیم کرد: نقاشی های مذهبی و نقاشی های غیر مذهبی. نقاشی های مذهبی مجموعه ای از چهره های پیشوایان و بزرگان دین و مذهب و صحنه هایی از جنگ ها و نبردهای معروف پیامبر اسلام و حضرت امیر المؤمنین و وقایع کربلا را در بر می گیرد. نقاشی های غیر مذهبی مجموعه ای بزرگ از داستان های رزمی و بزمی ایرانی را شامل می شود که حاوی رخداد ها افسانه ای، حماسی، تارخی و چهره هایی از شاهان و قهرمانان شاهنامه و صحنه هایی از میدان های نبرد و عرصه های عشق ورزی و دلدادگی قهرمانان و بزم گاه های پادشاهان است. حسین قوللر آقاسی، فرزند استاد علی رضا نقش انداز کاشی و پارچه و محمد مدبر از پیشکسوتان نقاشی قهوه خانه ای به شمار می آیند. پس از قوللر آقاسی و مدبر، شاگردانشان مانند فتح الله آقاسی، عباس بلوکی فر، حسن اسماعیل زاده و حسین همدانی راه استادانشان را ادامه دادند. |
منابع :
نقاشی قهوه خانه / هادی سیف /موزه رضا عباسی / 13۶9
قهوه خانه های ایران / علی بلوکباشی/ دفتر پژوهشهای فرهنگی / 137۵

حسين قوللر آغاسي، نخستيم كار نقاشي از داستانهاي شاهنامه و واقعه كربلا را به سفارش مشهدي صفر اسكندريان، قهوه چي قهوه خانه معروف به مشد صفر در ميدان سيد اسماعيل، بالاي آب انبار سيد اسماعيل آغاز كرد. هفته ها، شبانه روز در اين قهوه خانه مي ماند و داستانهايي را كه از زبان شاهنامه خوان و نقال قهوه خانه مي شنيد، بر روي پرده و بوم مي آورد.
قوللر آغاسي يكي از دو تن بنيانگذاران شيوه خيالي نقاشي سنتي معروف به نقاشي قهوه خانه بود. او در نقش پردازي حماسه سازان ماي و مذهبي و رمز قهرمان سازي با رنگ روغن، و بهره گيري از واقعيات و انباشته هاي ذهن و خيال چيرگي و مهارت برجسته اي نشان داده است. از پرداختن به طبيعت و طبيعت سازي پرهيز مي كرد و ميان سبك و شيوه كار خود و نقاشان طبيعت ساز فرق عمده اي مي گذاشت. او خود اين فرق را چنين بيان كرده است : ما از همان اول از طبيعت سازي پرهيز كرديم. كتابي كه نخوانده بوديم! دنيا را هم كه نگشته بوديم! مداحي نوحه خوانده بود، آقايي منبر رفته بود، نقالي شاهنامه نقل كرده بود. ما هم چيزهايي در خيالمان پرورديم و جرات كرديم و نقش اين خيال را آشكار ساختيم. اگر ما طبيعت سازي مي كرديم، اگر اصول را رعايت مي كرديم كه جايمان در قهوه خانه نبود. نقاس مردم كه نمي شديم.
نقاشيهاي زيادي از او به نام او باز مانده كه در موزه ها و مجموعه هاي خصوصي، يا در دست مردم هست. از آثار او مي توان به موارد زير اشاره كرد:
نبرد رستم و اشكبوس (جنگ هفت لشكر)- 1319
رستم و سهراب – 1321
گرفتار شدن خاقان چين به كمند رستم – 1325
مصيبت كربلا – 1330
كشته شدن ديو سفيد به دست رستم – 1333
استاد حسين قوللر آغاسي زندگي سخت و ملالتباري را گذراند. سرانجام در تنگدستي و فقر، و تنها و بي يار و همدم در آذر ماه 1345 در گوشه بيمارستان در گذشت. او را در گورستان مسگرآباد به خاك سپردند.

مصیبت کربلا - رنگ و روغن روی بوم - ابعاد 130 * 241 س.م - مجموعه فرهنگی سعد آباد

بار یافتن حضرت مسلم خدمت امام حسین (ع) - رنگ و روغن رو بوم - ابعاد 110/5 * 171 س.م
مجموعه موزه رضاعباسی
پ.ن : چون خودم آثار استاد آغاسی را خیلی دوست دارم گفتم شاید بد نباشد این مطلب را بگذارم، بخوانید. نظر هم بدید لطفا

پس از استعفای آیدین آغداشلو از دبیری دوسالانه بین المللی نقاشی، انصراف مسعود شجاعی طباطبائی از انتصاب خود به دبیری هشتمین دوسالانه بین المللی کاریکاتور تهران، دومین رویداد از این دست در روزهای گذشته است که قابل تامل و بررسی است.
این تاسف انگیز است که اصولا موضوعی به نام "دوسالانه کاریکاتور" به این میزان مورد اهمیت قرار می گیرد که حواشی و توجه بی اندازه کارتونیست های ایرانی را به خود معطوف می کند؛ چرا که دلیلی کاملا روشن دارد و آن عدم وجود فضای لازم و امنیت مورد نظر جهت انتشار آثار کاریکاتور در عرصا مطبوعات و رسانه های داخلی است.
این مهم، چشمان بسیاری از علاقه مندان روزافزون این هنر را به سوی بینال های بین المللی خارجی و داخلی می دوزد به نحوی که کوچک ترین اتفاق در دوسالانه کاریکاتور تهران، گوش هایشان را تیز و ذهن های جستوگرشان را به خود معطوف می سازد.
با این استدلال، برخی دوستان و همکاران در اولین جلسه شورای راهبردی هشتمین دوسالانه کاریکاتور که غروب یکشنبه دوم بهمن ماه جاری در موزه هنرهای معاصر برگزار شد، بدون توجه به بازتاب تصمیمات اولیه، رای به سرعت در نتیجه گیری از جلسه دادند
مرور آن چه در جلسه فوق رخ داد، سوالات و مواردی را به ذهن نگارنده می آورد که نگارش آن ها خالی از لطف نیست.
دبیرخانه دائمی دوسالانه کاریکاتور، 2 ماه در پی تنظیم فرصتی بود تا بتواند حبیب الله صادقی به عنوان مدیر کل هنرهای تجسمی وزارت ارشاد و رییس موزه هنرهای معاصر به همراه محمدحسین نیرومند به عنوان معاون و قائم مقام وزیر ارشاد و جمعی از کارتونیست ها را در زمانی مشخص برای آغاز مراحل اجرایی دوسالانه آینده گرد هم جمع کند.
اما هربار هر کدام از دو بزرگواری که در بالا نام بردم، گرفتار بوده و لذا هماهنگی جلسه با تاخیری دوماهه روبرو شد.
به هر حال با تلاش دبیرخانه و خصوصا شخص مسعود شجاعی، جلسه برگزار شد و پس از بحث های زیاد، حبیب الله صادقی از جمع حاضر خواست تا دبیر دوسالانه را شخصا منصوب کند.
ساعاتی از انتصاب مسعود شجاعی طباطبائی به این سمت نگذشته بود که خبر انصراف وی از این سمت و به قلم او بر روی سایت "ایران کارتون" منتشر شد . اتفاق عجیبی افتاده بود !
مرور این جریان ، نکاتی را به ذهن متبادر می کند :
1- دوسالانه هفتم (قبلی) با شیوه ای که در انتخاب دبیر خود برگزید و با مدیریت اجرایی متفاوت از دوره های گذشته، استاندارد قابل قبولی را ارائه کرد که به گفته بسیاری ، موفق ترین دوسالانه در میان دوره های پیشین شناخته شد. سیاست و خردورزی، حکم می کند که هر دوره، حرکت دوسالانه رو به جلو باشد و از تجربه های مثبت دوره های قبل در جهت بهبود شرایط آینده استفاده شود.
2- تاخیر در آغاز مراحل اجرایی این دوره اعم از مشخص شدن دبیر و تیم اجرایی دوسالانه، عملا مسوولان مربوطه را به ورطه تعجیل و جبران فرصت از کف رفته انداخت تا در زمانی بسیار اندک، تلاش کنند تا جریان این دوره وارد مراحل عملیاتی شود.
3- دولت جدید بنابر مصوبه ای، برای داشتن متولی، کلیه دوسالانه ها را بدون در نظر گرفتن تشکل های غیر دولتی موجود در هر رشته هنری زیر نظر خود برده است.
دولتی کردن بینال های مختلف، آفات خود را در اتفاقات پیش آمده اخیر اندک اندک به ظهور می رساند.
در حالی که مدیر کل هنرهای تجسمی وزارت ارشاد اختیار انتصاب دبیر دوسالانه را دارد، دعوت از حدود 20 کاریکاتوریست جهت دریافت نظرشان راجع به برگزاری انتخابات و یا انتصاب دبیر، چه جایگاهی دارد؟
این سوال را از آن جهت مطرح می کنم که در آن جلسه علیرغم نظر بسیاری مبنی بر برگزاری گردهمایی مشابهی نظیر دوره قبل به منظور انتخاب دبیر دوسالانه، رییس موزه هنرهای معاصر از روحیه "آنتی دموکرات" خود می گوید و برای جمع کردن ماجرا با گرفتن صلوات دبیر دوسالانه هشتم را منصوب می کند؟این در حالی است که مسعود شجاعی بارها درخواست می کند که به دلیل مسائل شخصی، از انتخاب وی برای این سمت امتناع شود!
4- در این میان، مسئولیت دبیرخانه دائمی دوسالانه کاریکاتور که در خانه کاریکاتور تهران مستقر است،چیست؟
اگر دوره قبل، دبیرخانه دائمی برای دوسالانه تشکیل شد، طبیعی است که تمام مراحا کار از ابتدا تا انتها باید از آن طریق انجام شود. حال با مصوبه جدید دولت جهت زیر نظر بردن بینال ها، یا باید دبیرخانه قبلی منحل شود و دبیرخانه ای جدید در خود وزارتخانه یا مکان های زیر نظر آن تشکیل شود. در غیر این صورت این موازی کاری، معنایی نخواهد داشت!
با تمام مواردی که ذکر شد، این سوال پیش می آید که چرا "مسعود شجاعی طباطبائی" از پذیرفتن دبیری دوسالانه هشتم، انصراف می دهد:
الف) شخصا کاری که مسعود شجاعی انجام داده است را حرکتی هوشمندانه و معقول می دانم.
در سال های اخیر، شجاعی طباطبائی از تمام توان و آبروی خود جهت برگزاری مسابقات و بینال های مختلف کاریکاتور خرج کرده است.
برگزاری برخی مسابقات نیز جز دردسر و زیر سوال رفتن بسیاری حرکات مثبت قبلی وی نداسته است. مشخصا برگزاری مسابقه بین المللی کاریکاتور "هولوکاست" که نه تنها سودی برای وی نداشت بلکه سبب شد به 17 کشور دنیا ممنوع الورود شود و تمام کسانی که ابتدا در کنار او سعی در دادن اطمینان به وی در جهت برگزاری چنین رویدادی بودند، در پایان راه تنهایش گذاشته و پشتش را خالی کردند!!
ب) مسعود شجاعی، دبیری دوسالانه هفتم را در کارنامه خود دارد. دوسالانه ای که می توان آن را درخشانترین دوره در میان دوره های پیشین نام برد. وی در دوره گذشته با اعتماد قریب به 100 کارتونیست از سراسر ایران و با یک فرایند دموکراتیک و انتخابی به این سمت دست یافت.
قطعا عقب گرد از انتخاب در دوره گذشته به انتصاب در این دوره، از لحاظ اعتباری برای او حکم بازگشت به عقب را خواهد داشت. شجاعی، با علم به این مهم یکی از بهترین انتخاب های خود را کرده و از پذیرفتن این انتصاب انصراف می دهد.
ج) یکی از دلایلی که با آن برخی دوستان حاضر در جلسه شورای راهبردی، فشار در پذیرفتن این سمت را بر روی مسعود شجاعی می آوردند، ادعای این قضیه بود که هیچ کس جز او نمی تواند این مسئولیت را بپذیرد. در حالی که هیچ تلاشی نشد تا فضای لازم به افراد دیگر داده شود.
به نظر می رسد جواد علیزاده، بزرگمهر حسین پور و محمدعلی بنی اسدی، گزینه های مناسبی برای قبول مسولیت دبیری هشتمین دوسالانه کاریکاتور تهران هستند. قطعا اگر فضای و امکانات لازم به آنان داده شود در این راه توفیق زیادی به دست خواهند آورد.
یکی از وظایف مسوولان امر، چهره سازی و آوردن افراد دیگر به میدان است تا این مسوولیت سنگین از حالت قائم به شخص بودن، رهایی یابد.
د) تعجب من از دوستان و نزدیکان دیرینه مسعود شجاعی است که با علم به مسوولیت سنگین دبیری دوسالانه و دردسرهایی که در این چند سال برای شجاعی به وجود آمده و بار روانی ناشی از انتقادات و تهمت ها به وی، باز هم او در اولین نقطه سیبل و هدف قرار می دهند و فشاری تازه بر وی وارد می آورند؟!
در هر حال هر رویدادی خصوصا دوسالانه کاریکاتور، به هر شکلی که برگزار شود، حاشیه ها و مسائل خود را خواهد داشت. به نظر می رسد عاقلانه ترین کار، انجام شیوه هایی برای کاهش این حاشیه هاست.
برگزاری همایشی همچون دوره قبل متشکل از کاریکاتوریست های کشور و انتخاب دبیر در قالب رای گیری، می تواند از بسیاری حواشی کم کرده هرچند که زمانی هم از دست برود.
با انصراف مسعود شجاعی از دبیری هشتمین دوسالانه کاریکاتور، مدیریت کل مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد، با چالشی تازه روبرو شده است.
اینک تمامی چشم ها در انتظار تصمیم آینده حبیب الله صادقی نشسته اند.
پرشین کارتون:
هنوز چند ساعتی از انتصاب "سید مسعود شجاعی طباطبائی" به عنوان دبیر هشتمین دوسالانه بین المللی کاریکاتور تهران از سوی حبیب الله صادقی (مدیر کل مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و رییس موزه هنرهای معاصر تهران )نگذشته بود که یادداشتی از مسعود شجاعی بر روی خروجی سایت "ایران کارتون" منتشر شد که طی آن شجاعی از پذیرش این سمت، انصراف داد.
متن یادداشت مسعود شجاعی به این شرح است:
"خانه کاریکاتور به عنوان دبیرخانه دائمی دوسالانه کاریکاتور تهران، به مدت بیش از 3 ماه پیگیر تشکیل جلسه برای عملیات اجرایی دوسالانه هشتم تهران بود که متاسفانه به دلایل مختلف از سوی مسئولین موزه هنرهای معاصر و وزارت ارشاد امکان برپایی این جلسه در این مدت میسر نشد، در نهایت (دو روز قبل) شنبه 30 دی ماه 1385 به خانه کاریکاتور اعلام شد که گروهی از هنرمندان کاریکاتوریست برای بحث جهت شکل گیری دوسالانه هشتم کاریکاتور تهران روز یکشنبه 1 بهمن ماه 1385 در محل موزه هنرهای معاصر جمع شوند. طبیعتا با توجه به این فاصله زمانی محدود، امکان حضور هنرمندان مطرح شهرستانی و برخی از هنرمندان تهرانی فراهم نشد.
در هر حال این نشست با حضور آقایان غلامعلی لطیفی ،اسماعیل عباسی ،داود شهیدی ،جواد علیزاده ،بهمن عبدی ،محمدحسین نیرومند،حمید بهرامی ،
بهرام عظیمی ، جمال رحمتی ، امین مویدی ،علی هاشمی شهرکی ، کیارش زندی ، حسین صافی ،هادی حیدری ،علی درخشی ،علیرضا کریمی مقدم
(همچنین آقایان کامبیز درم بخش،محمد، محمدرفیع ضیایی ، محمد علی بنی اسدی، توکا نیستانی و بزرگمهر حسین پور نیز دعوت شده بودند که موفق به حضور در این جلسه نشدند.)در محل کتابخانه موزه هنرهای معاصر برپا شد.
در این جلسه جناب آقای حبیب صادقی مدیر موزه هنرهای معاصر تهران اینجانب را به عنوان دبیر دوسالانه هشتم منصوب نمودند. ولیکن با تشکر از لطف ایشان و سایر عزیزانی که در این جلسه اظهار محبت کردند. به دلیل مسائل شخصی حاضر به پذیرش این مسئولیت نیستم. و امیدوارم در فرصت کوتاه باقیمانده، از طرف موزه هنرهای معاصر تهران، شخص دیگری مورد انتصاب قرار گیرد، قطعا خانه کاریکاتور تمامی اندوخته ها و تجارب سالیان گذشته را جهت حمایت از این اتفاق بزرگ ملی در اختیار فرد جانشین قرار خواهد داد."
انصراف شجاعی از این سمت، دوسالانه هشتم کاریکاتور را وارد مرحله تازه ای خواهد کرد.
گمان می رود با توجه به زمان محدود جهت آغاز مراحل اجرایی کار این دوسالانه، در روزهای آینده شاهد تصمیمات جدیدی از سوی حبیب الله صادقی باشیم که می تواند قابل توجه باشد.
منبع